على محمدى خراسانى

313

شرح منطق مظفر (فارسى)

كاملا موجود است و مانعى هم در آن ذات نيست كه مثلا به خاطر بخل و امساك ، اعطاء وجود نكند بلكه از كامل على الاطلاق جز كمال و اعطاء كمالات نسزد . لذا علّت فاعلى هم در چنين موردى حتما هست و وقتى فاعليّت فاعل تامّ ، قابليّت قابل هم تامّ بود حتما و جزما خداوند به آن مادّه ، وجود لايق و مناسب به حال او را خواهد داد و در خارج آن شيىء بالفعل موجود مىشود . پس علّت صورى و صورت نوعيّه هم حتمى و موجود است و وجود صورت ، همان وجود معلول و ذى الصورة است و وقتى موجود شد حتما غايت و هدفى دارد . در اين‌جا نيز با وجود علّت مادّى ، ساير علل هم حتما موجودند و قطعا علّت تامّه مستلزم وجود معلول است . 2 . در پاره‌اى از امور طبيعى چنين نيست كه از حصول و تحقّق استعداد و قابليّت مادّه و خلاصه از تحقّق علّت مادّى حتما صورت و علّت صورى هم بالفعل متحقّق شود و آن شيىء به وجودى لايق به حال خود دست‌يابد بلكه علاوه بر اين‌ها نيازمند يك علّت خارجى و موتور محرّكهء خارج از ذات شيىء است كه تا آن نباشد اين شيىء وجود فعلى پيدا نمىكند . مثلا در درخت خرما استعداد و قابليّت خرما دادن و مثمرثمر بودن وجود دارد ولى چنين نيست كه خودبه‌خود ميوه دهد بلكه نياز به عمل تلقيح است كه با دست ملقّح و كسى كه عمل لقاح را انجام مىدهد صورت مىگيرد و بايد گرد مخصوص از درخت خرماى بدون ثمر به خرماى قابل ثمر برسد تا ميوه دهد حال در چنين مواردى با فرض علّت مادّى ، فرض ساير علل حتمى نيست و لذا علم به نتيجه هم قطعى نيست كه تا فهميديم اين درخت خرما استعداد ثمر دارد يقين كنيم كه ثمره خواهد داد بلكه تلقيح هم لازم است . 3 . در مورد مصنوعات بشر هم مطلب از اين قرار است كه علّت مادّى تنها كافى نيست و با فرض وجود آن نتوان گفت حتما علّت صورى هم مىآيد . مثلا چوب استعداد آن را دارد كه كرسى شود ولى مجرّد اين استعداد و قابليّت باعث نمىشود كه بالفعل هم در خارج اين چوب‌ها كرسى و منبر و تخت زيبا شوند بلكه نياز به عمليّات شخصى صانع و صنعتگر دارد كه ابتدا با ابزارى از قبيل ارّه آن را بريده بعد تكه‌تكه كند و با ابزار ديگر آن‌ها را بتراشد ، مناسب و موزون كند و سپس با ميخ و